قالیبافی، عشق و هنر زنان سیستانی و نمادی از تمدن کهن زابلستان

زاهدان_ زنان سیستانی از سالیان دور تا به امروز تار و پود قالی را با عشق به زندگی و هنر عجین کرده و از آن وسیله ای ساختند تا هم امرار معاش کنند و هم هنری زیبا را برای آیندگان به ارمغان گذارند.

1390/11/03 - 10:12

به گزارش ایرنا، اقتصاد و معیشت مردم سیستان و بلوچستان از دیرباز بر پایه کشاورزی، دامداری و صنایع دستی استوار بوده و به همین سبب مردم این دیار اغلب به صورت خودکفا زندگی می کردند.

زنان صبور و بردبار سیستانی و بلوچ با ذوقی سرشار هنرهای دستی قالی بافی، گلیم و پشتی بافی، سیاه دوزی، سکه و آیینه دوزی، سوزن دوزی، خامه دوزی، پریوار دوزی، حصیر و پرده و سیاه چادر بافی، سفالگری، جواهر سازی و آویز دیواری از نوع اسفند را از مادران خود فرا گرفته و آموخته خود را به کودکانشان انتقال می دهند.

قالی بافی یکی از صنایع مهم سیستان بشمار می رود و در اقتصاد جامعه اهمیت بسزایی دارد و بیشتر توسط عشایر منطقه بافته می شود، قالیچه سه متری و یک در دو متری، کناره قالی، خورجین و پشتی در ابعاد مختلف از جمله این هنر دستی منطقه است.

شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش بر می گردد که اقوام سکایی با مهاجرت از سیبری در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند.

قوم سکایی در قرن پنجم ق.م. قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند بطوریکه از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است.

در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است و شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد.

کشف 'قالی پازیریک' در سیبری نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای گذاشته اند.

سکاها با مهاجرت به سیستان هنر قالی بافی را نیز به این دیار منتقل کردند و زیباییهایی از آن به ارث گذاشتند که نسل های بعدی آنان تا به امروز بخوبی از آن نگهداری کرده و از نسلی به نسل دیگر تحویل دادند.

سیستانیها برای بافت قالی از رنگ طبیعی که خود به تهیه آن مبادرت می ورزند استفاده می کنند و تار و پود مورد نیاز آن را نیز از پشم گوسفندان خود تهیه می کنند.

به گفته یکی از کارشناسان فرش سیستان، برای رنگ کردن نخ های قالی در این منطقه از رنگ های طبیعی تیره، گرم یا خیلی روشن استفاده می شود و نقوش قالی ها نیز اغلب گیاهی، درخت زندگی، هندسی و حیواناتی مانند شتر و بز، پرندگان و نمادهای انسانی است.

'حسین عرب' گفت: بافت زیر اندازهای سیستانی به سه نوع قالی های 'تاریخی، میانه و نو' تقسیم می شود و اکنون فرش سیستان به سبب نوع طرح، رنگ، نقش، ابعاد و دوام در بازارهای داخلی و خارجی فروش فراوانی دارد.

طرح های قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی و فتح اللهی که در اکثر نقاط ایران نیز شناخته شده است، در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارد.

طرح های قالی سیستان بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند و قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به عمودی تغییر یافته است.

به گزارش ایرنا، مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان گفت: اکنون همه شهرستان های استان دارای مرکز آموزش صنایع دستی هستند و علاقه مندان از جمله دانش آموزان، دانشجویان و عموم مردم در این کلاس ها آموزش می بینند.

'حسنعلی شهرکی' در گفت و گو با ایرنا افزود: بیشتر آموزش های صنایع دستی به بخش خصوصی واگذار شده و تاکنون در این زمینه پیشرفت قابل توجهی صورت گرفته است.

وی ادامه داد: عمده تولیدهای سنتی سیستان و بلوچستان به ویژه قالی بافی، سوزن دوزی، سکه دوزی، پریواردوزی، خامه دوزی، زیورآلات سنتی، سفال کلپورگان و حصیر بازارهای داخلی و حتی خارجی دارند.

رییس سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان نیز در این زمینه گفت: با توجه به اینکه فرش بافی در این استان بیشتر در سیستان متمرکز است اکثر کارگاه های تولیدی و شرکت های فرش دستباف و کارگاه های قالیبافی خانگی در این منطقه وجود دارد.

'ایرج حسن پور' افزود: به طور میانگین سالیانه حدود چهار هزار متر مربع فرش دستباف در سیستان و بلوچستان تولید و عرضه می شود.

وی ادامه داد: بیشتر این فرش ها براساس سفارشات شرکت سهامی فرش و شرکت تعاونی فرش، توسط قالیبافان بافته و برای فروش ارسال می شود.

او اظهار داشت: 'گلدانی، مددخانی، قاب قابی، چپات اشتر، محرمات و گل قندانی' از طرح های اصیل قالی بافی در استان است.

رییس سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان گفت: همچنین از انواع بافت از جمله 'گره ترکی و گره فارسی' در استان برای بافت فرش استفاده می شود.

وی افزود: صنعت فرشبافی در سیستان و بلوچستان زمینه اشتغالزایی در حرفه های مختلفی مانند نخ ریس، رنگرز، چله کش، قالیباف، طراح و نقاش فرش، قالیشویی، بازاریاب و فروشنده را فراهم کرده است.

حسن پور گفت: با توجه به بافت و طرح منطقه و نقش فرش، ابعاد، رنگ فرش و استفاده از مواد اولیه قابل تغییر است.

وی خاطرنشان کرد: وزارت بازرگانی و به تبع آن سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان حمایت های فراوانی از فرش دستبافت کرده که برگزاری 109 دوره آموزشی بافندگی به طور رایگان برای پنج هزار قالیباف فعال و غیر فعال استان از مهمترین آنها محسوب می شود.

حسن پور هدف از برگزاری این دوره ها را افزایش کیفیت و کمیت تولید فرش دستباف، تشویق قالیبافان روستایی، شهری و عشایری به تولید فرش های صادراتی و مورد سلیقه ی بازار، ارتقاء سطح اطلاعات قالیبافان در بهداشت فردی و کارگاهی و حقوق اجتماعی خود عنوان کرد.

او تاکید کرد: تاکنون هزارو 200 قالیباف در سیستان و بلوچستان تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار گرفتند و حدود شش میلیارد ریال تسهیلات به 215 طرح در خصوص راه اندازی یا تجهیز کارگاه های متمرکز و غیر متمرکز فرش دستبافت، کارگاه های طرح و نقش فرش دستبافت و کارگاه های قالیبافی خانگی(تک بافی) پرداخت شده است.

حسن پور گفت: نبود بانک اطلاعاتی دقیق از طرح های اصیل سیستان و بلوچستان از مهمترین مشکلات فرآروی فرش دستباف استان است، این امر نیاز به تحقیقات گسترده ای دارد و اکنون بافت فرش با طرح های اصیل منطقه صورت نمی گیرد.

وی اضافه کرد: در استان مواد اولیه از جمله نخ و خامه تولید نمی شود و رنگرزی نیز وجود ندارد و لذا بافندگان برای تهیه مواد اولیه مرغوب دچار مشکل شده اند.

رییس سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان ادامه داد: شاید یکی از دلایل دوری بافندگان استان از این حرفه مشکل بودن تهیه این مواد به دلیل هزینه بر بودن آن است که موجب می شود دستمزدها برای قشر بافنده پایین بیاید.

حسن پور گفت: در زمینه بازاریابی، همایشی برای نخستین بار در استان در آبان ماه سال گذشته با حضور صاحب نظران مرکز ملی فرش ایران برگزار شده و همچنین بروشورها و لوح های فشرده با عنوان سلیقه یابی مصرف کنندگان کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، آلمان، فرانسه، اتریش، کویت، لبنان، ایتالیا، بلژیک، روسیه، سوئیس، فنلاند، اسپانیا، انگلیس و ایرلند بین تولیدکنندگان فرش دستباف توزیع شد.

او افزد: امیدواریم با برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های جدیدی که در زمینه فرش دستباف صورت می پذیرد این هنر در استان جایگاه اصلی خود را بیابد و راه به بازارهای جهانی باز کند.

دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳٩٠ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
 

غذا : “ کشک زرد ” سیستانی و غذای بلوچی “ بنه ”

سوغات : محصولات حصیری

صنایع دستی : حصیر بافی ، سوزن دوزى ، خامه دوزى و سفالگرى و سکه دوزی

دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳٩٠ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
تگ ها:

منطقهسیستانو بلوچستانبا توجهبهموقعیتجغرافیایی، از یکطرفتحتتأثیر جریانهایجویمتعدد و از طرفیدیگر تحتتأثیر فشار زیاد عرضهایمتوسطقرار دارد کهمهّمترینپدیدهمشهود اقلیمیآنگرماست‌. پدیدهقابلتوجهدر وضعیتهواشناسیاینمنطقه، بادهایشدید موسمی، طوفانشن، رگبارهایسیلآسا، رطوبتزیاد و مهصبحگاهیاست‌. ایناستاندارایتابستانهایگرم، طولانیو زمستانهایکوتاهاست‌. سردترینشهر استان، زاهدانو گرمترینشهر آنایرانشهر است‌. نواحیساحلیدریایعمانبهعلّترطوبتناشیاز مجاورتبا دریا، آبو هوایگرمو رطوبتنسبتاً بیشتریدارد.
استانسیستانو بلوچستانیکیاز خشکتریناستانهایکشور محسوبمیشود. میزانبارندگیاز شرقبهغرباستانافزایشمییابد و در نواحیساحلیاستانمیزانرطوبتنسبیبسیار بالاست‌. استانسیستانوبلوچستاناز جهاتمختلفدر معرضبادهایموسمیو فصلیاستکهاهماینجریاناتبادیعبارتند از :
باد120 روزهسیستان‌ (لوار)، باد قوس، باد هفتم‌ (گاوکش‌)، باد نمبییا باد جنوب، باد هوشاک، بادهایمرطوبوموسمیاقیانوسهند، باد شمالیا گوریچو باد غربییا گرد.

منبع:وب سایت کویر های ایران

جمعه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
تگ ها:

وسعت استان و تنوع آب و هوایی ،موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده است. حدود 55 درصد از کل مساحت استان معادل 000/250/10 هکتار را مراتع در برگرفته است که 300 هزار هکتار مراتع خوب، 750 هزار هکتار مراتع متوسط و 2/9 میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر میباشد. وجود تالاب هامون و امکان تولید علوفه نی و بونی در سطح 000/150 هکتار با تولید متوسط حداقل 6 تن در هکتار علوفه خشک (در مواقع غیر خشکسالی) از سرمایههای مهم منطقه به شمار میرود. در استان بیش از 1200 گونه گیاهی که حدود 70 گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی میباشد شناخته شده است. از جمله میتوان گونههای کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگلهای استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار میباشد. همچنین حدود 3/6 میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفته است

جمعه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
تگ ها:

سیستان، سرزمین رازهای سر به مهر، هویت ملی ایرانیان و زمینی که سکونت- گاه موقت حضرت نوح (ع) نام نهاده شده است، افتخارات زیادی در پرونده تاریخی خود دارد.
بر اساس برخی اسناد تاریخی حضرت نوح زمانی که بشارت پایان عذاب و خشم الهی را دریافت کرد دو رکعت نماز شکر در سیستان به جای آورد.
نخستین تعالیم زرتشت به طور جدی با حمایت مردم این سرزمین انتشار یافت.
منابع متعددی از جمله "نخستین قیام مردان" تالیف حجت‌الاسلام "علی دوانی" "احیاالملوک" تالیف "ملک شاه حسین سینایی" و "سیستان مدینه العذرای ایران" از گروه مولفان دانشگاه زابل تاریخ سیستان را بر همگان آشکار می کند.
این سرزمین پهناور خوش آوازه، زادبوم دهها گوهرپاک نهاد خداجو و یزدان پرست مسلمان است که در زمره معماران عرصه فرهنگ و اندیشه این آب و خاک مقدس بوده‌اند.
سرزمین سیستان که فردوسی شاعر توانای ایران زمین، شاهنامه‌اش را از سیستان و رستم دستانش نگاشت، خود برگ زرینی از افتخارات این مرز و بوم است.
مردمان سیستان که علیه حاکمان جور ستمگر در طول تاریخ ایستادگی کرده و دردفاع از حقانیت و مظلومیت آل علی(ع) ازهمه چیز خود گذشتند در این مسیر هرگز ترسی به دل راه نداده و همچنان این دیار را مرکز دارالولایه قرار دادند.
سیستان سرزمین کهن و افسانه‌ساز ایران، دستخوش حوادث گوناگون بوده است ، سیستان همان دارالولایه و محل تابیدن نخستین انوار توحیدی است و تاریخ مظهر این مدعااست.
اسناد معتبر تاریخی، سیستان را همواره خواستگاه یکتا پرستی، عدالت‌خواهی و حق طلبی می‌داند که درهمین رابطه نامه نگاشته شده روی پوست آهو منتسب به حضرت امام محمد تقی (ع) خطاب به حاکم وقت سیستان یکی از اسناد تاریخی ولایت مدار بودن این خطه از میهن اسلامی ماست که خواندن آن خالی از لطف نیست.
دراین نامه پس از مدح خدای متعال خطاب به حاکم سیستان آمده‌است:" سلام بر تو و بندگان شایسته خدا،ای فرماندار سیستان، قدرت و حکومت امانتی است در اختیار تو تا خدمتگزار بندگان خدا باشی، بااین قدرت و توانایی باید به برادران دینی خود کمک کنی و به یاری آنان بشتابی".
در ادامه نامه حضرت امام محمد تقی(ع) به حاکم سیستان آمده است: "تنها چیزی که برای تو باقی می‌ماند نیکویی‌ها و کمکهایی‌است که دراین مقام به برادران دینی خود می‌کنی، آگاه باش که خدا در قیامت از تمام کارهایت بازخواست می‌کند. کوچکترین عملی از خدا پنهان نخواهد ماند."
اسناد تاریخی دیگری نیز موجود است که مجالی برای ذکر آن نیست.
رفته رفته محرم شد و بوی کربلا و عاشورا بیش از ماه‌های قبل به مشام یکایک مردم سیستان رسید.
محرم یاد آور خاطره‌های به یاد ماندنی برای سیستان و سیستانی است.
بی‌شک می‌توان یکی از بزرگترین افتخارات سرزمین سیستان را قیام مردان مرد این منطقه برای خونخواهی حضرت امام حسین (ع) دانست.
در حالی که بشریت در مقابل آن فاجعه بزرگ ساکت بودند دلیر مردان سیستان در همان سال واقعه به پا خواستند و این عمل ننگین را محکوم کردند.
ایمان راسخ به یکتاپرستی و عشق به ائمه اطهار (ع) در دل و جان این مردم ریشه دوانیده به طوریکه اسناد تاریخی چنین نقل می‌کنند که از دارالاماره بنی امیه تکلیف به سب حضرت علی (ع) شده بود اما چون مردان دارالمومنین سیستان با آن مخالفت کردند، محکوم به پرداخت ‪ ۱۰‬مثقال طلا از هر نفر و نیز تراشیدن سر زنان سیستانی شدند.
مردم سیستان از آن زمان تاکنون به محبت اهل بیت راسخ و ثابت قدم تر شده‌اند.
در این راستا و همین باور برپایی مجالس اهل بیت (ع) و سوگواری ایام محرم به همراه برگزاری مراسم تعزیه در سیستان داغ بوده و اکنون زیارتگاه ها و قدمگاه‌های فراوانی زینت بخش این دیار شده است.
از جمله این زیارتگاه‌ها می‌توان به زیارت خواجه مهدی ، بی‌بی‌دوست ، ابوالفضل (ع)، قدم گاه امام حسین (ع) و شاهزاده اسماعیل اشاره کرد.
مردمان مناطق مختلف کشور و نیز کشورهای همجوار با استان نیز برای برآورده کردن حاجت‌های خود به این زیارتگاه‌ها مشرف می‌شوند.
واقعه جانسوز کربلا و اسیران اهل بیت با همه ابعادی که داشت در مدت ‪۴۰‬ روز یا اندکی بیشتر خاتمه یافت ، خبر آن در سال ‪ ۶۱‬هجری به سیستان رسید.
مردم سیستان وقتی خبر قیام عاشورا و شهادت امام حسین (ع) راشنیدند ، گفتند: "نه نیکو طریقتی بر گرفت یزید، که با فرزندان رسول خدا(ص) چنین کرد."
مردان و زنان غیور سیستانی چون از صلابت و روحیه پاک معنوی برخوردار بودند و حس یکتا پرستی در آنها تابیدن گرفته بود به صف ارادتمندان خاندان نبوی پیوسته و از آن بزرگواران طرفداری کردند.

منبع :پایگاه اطلاع رسانی تاسوکی

جمعه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
تگ ها:

 سوزن دوزی یکی از رودوزی های منحصر به فرد کشور است، هنری برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ که بیانگر ذوق، سلیقه، سنت و هنر منطقه بلوچستان است.
    سوزن دوزی بلوچستان، هنری ارزشمند است که از آن به عنوان نور چشم، سند هویت، موجودیت و پشتوانه زنان بلوچ نام برده می شود.
    سوزن دوزی با زندگی روزمره زنان بلوچستان آمیخته است و هر دختری به موازات آموزش اصول زندگی، سوزن دوزی را نیز فرامی گیرد و با نقوشی هندسی (گلها، بوته ها و ترکیب رنگ ها) جهانی خیال انگیز را به نمایش می گذارد، تمامی زنان بلوچ، چه آنها که در ایران و در استان سیستان و بلوچستان زندگی می کنند و چه آنها که در پاکستان، افغانستان یا در دیگر نقاط دنیا ساکن هستند، فقیر و غنی از سوزن دوزی برای تزئین لباس هایشان استفاده می کنند.
    سوزن دوزی هنری است با قدمت و سابقه ای به بلندای تاریخ بلوچستان، از این رو به آن بلوچی دوزی هم می گویند. این هنر- صنعت ریشه درتارو پود زندگی عشیره ای منطقه، بازتاب ذوق و خلاقیت زنان در آئینه نقوش و طرح های جاودانه دارد.
    ریشه های این هنر را می توان درلایه های زیرین تاریخ قومی منطقه یافت، همراه زنان بلوچ، بی هیچ واسطه هرکجا که ردپایی از زنان بلوچ یافت شود، سوزن دوزی نیز عظمت خویش را به دیده می کشاند.
    درحال حاضر درتمام بلوچستان زنان سوزن دوز به این هنر مشغول اند. ازجمله عمده ترین مراکز سوزن دوزی استان می توان به مناطق اسپکه، هریدک، قاسم آباد، بمپور، نکوچ درشهرستان ایرانشهر، کوپچ، پیپ، مته سنگ، چانف، مهنت درشهرستان نیک شهر، ایرندگان، مارندگان، اسماعیل آباد درشهرستان خاش، گشت، سوران، جالق، کله گان در شهرستان سراوان و همچنین شهرستان زاهدان اشاره کرد.
    از مشهورترین و مرغوبترین نمونه های سوزن دوزی تولیدات مناطق قاسم آباد و نکوچ ایرانشهر و چانف درنیک شهر است. این نکته نیز ضروری است که سوزن دوزی های مناطق شمالی استان (سرحد) مشهورتر ازسوزن دوزی های مناطق جنوبی (مکران) است.
    ازجمله تفاوت های سوزن دوزی این ۲ منطقه باید به رنگ های تیره تر و نقوش ریز و پرتر مناطق جنوبی استان درمقابل رنگ های روشن با نقوش ساده تر سوزن دوزی های مناطق شمال استان اشاره کرد.
    سوزن دوزی، نخ دوزی یا گلدوزی یکی از روش های دیرینه آرایش جامه است ولی به عنوان شیوه ای در پارچه بافی، استحکامی ندارد. درغرب ایران، قطعاتی از منسوجات سوزن دوزی شده با نقش های پیچیده که تاریخ ساخت آنها به ۶ هزار سال پیش از میلاد می رسد، پیدا شده است. نقش های دیواری قبور مصر، جامه های اعیان روی نقش برجسته های تخت جمشید نیز حکایت از رواج گلدوزی در آن زمان می کند.
    اسکندر چندان از شکوه و زیبایی گلدوزی های ایرانی به شگفت آمد که نمونه هایی از آنها را برای هم میهنانش فرستاد. خوشبختانه نمونه های بسیار عالی گلدوزی این دوره از کشفیات پازیریک به دست آمده است.
    روی یک زین پوش، تصاویر گل و گیاه نقش شده و نمونه های دیگر به تصاویر حیوانات و اشکال هندسی منقش هستند و گاه سبک آنها کاملاً امروزی به نظر می آید. زربفت های متعلق به سده سوم پیش از میلاد درحفاری های جنوب روسیه در نیمه سده نوزدهم کشف شد، نخ زرینی که به ظرافت تابیده و به پارچه پشمی دوخته شده تصویر برگ های مو و پیچک را پدید آورده است.
    به روایت تاریخ، دودمان های شاهی چین، نخستین نمایندگان چین در سال ۱۰۵ پیش از میلاد به دربار اشکانی وارد شدند در هدایایی که به این مناسبت مبادله شد، پارچه های ابریشمی و زربفت نیز بود؛ زیرا آئین فرمانروایان چینی آن بود که اقوام همسایه را با چنین هدایایی با خود بر سر مهر آوردند. در سال ۱۷۴ پیش از میلاد، امپراتور چین می نویسد که جامه ای زربفت را که خود پوشیده بوده است و حاشیه ای ابریشمی و گلدار داشت با یک قبای بلند زربفت و ۱۰قطعه ابریشم زربفت به خارج فرستاده است.
    سوزن دوزی هنری است که تنها به سرپنجه دستانی هنرمند و توانا و به یاری سوزن و نخ شکل می گیرد و قلمرو آن را با ماشین و چرخ و … نسبتی نیست. مواد اولیه سوزن دوزی نخ و پارچه است. سوزن دوزها برحسب امکانات و سلیقه از نخ دمسه، نخ های رنگین ابریشم، نخ های پاکستانی یا از نخ های ویسکوز دولااستفاده می کنند که ماده ای است شبیه ابریشم، که هنگام تابانیدن نخ پنبه به جهت استحکام به همراه آن تابیده می شود، در برخی از نمونه های سوزن دوزی از آئینه نیز استفاده می شود.
    پارچه هایی که درسوزن دوزی بلوچ مورد استفاده قرار می گیرد، باید دارای ۲ ویژگی عمده جهت سهولت دوخت باشد اول این که دارای تار و پودی مشخص باشد و دوم این که این تاروپود مشخص حتماً باید راست باشند.
    ابزار کار سوزن دوزی شامل سوزن یا سوچه، قیچی یا مقراض، انگشتانه یا شستی است.
    سوزن دوزی ها به ۳ نوع پرکار، میان کار و کم کار تقسیم می شوند، نوع پرکار روی پارچه های ریز بافت و تمام سطح قطعه پارچه مورد نظر سوزن دوزی می شود، در نوع میان کار قسمت بیشتر پارچه سوزن دوزی شده و درنوع کم کار فواصل طرح ها براساس تشخیص سوزن دوز پر می شود.
    درمناطق جنوبی استان (مکران) درمورد انواع کار تقسیم بندی دیگری نیز وجود دارد یکی خرد کار که سخت تر است و نقش ها ریزتر و پرتر دوخته می شوند با نقشه ای خوب و دیگری تویی که درآن نقش ها گشاد و نامرغوب تر و کم کارتر است.
    برای سوزن دوزی های پرکار ازپارچه های پنبه ای ریز بافت و برای سوزن دوزی های کم کار و میان کار از پارچه های درشت بافت استفاده می شود که از تکنیک های دوخت نیز می توان به دوردوزی برای انتقال طرح بر روی پارچه ظریف دوزی،
    پریوار دوزی، گراف دوزی و آیینه دوزی یا پیت دوزی اشاره کرد.
    نحوه دوخت آن به این شکل است که در ابتدا سوزن دوز از پارچه قطعه ای دلخواه را جدا کرده و سپس طرح مورد نظر را بر روی آن منتقل می کند و در ادامه با استفاده از روش دوردوزی، خطوط محیطی طرح را دوخته و آنرا از باقی پارچه مجزا می کند.
    برای آموزش سوزن دوزی معمولاً از ۳ تاری شروع و به مرور با دوخت ده تاری این آموزش تکمیل می شود که منظور از سه تاری این است که سه تار از پارچه را گرفته و سوزن را از آن می گذرانند و ده تاری هم با گرفتن ده تار از پارچه شروع می شود.
    لباس زنان بلوچی از ۶ قطعه سوزن دوزی شده تشکیل شده است. از این قطعات آن را که برای پیش سینه است، جی، یا زی و قطعه دیگری که به شکل محراب ۵ ضلعی بوده و در قسمت پایین پیراهن به صورت عمودی به موازات پیش سینه از کمر پیراهن تا نزدیکی های پائین دامن دوخته می شود را اصطلاحاً پندول یا گوپتان می نامند، ۲ قطعه نیز زینت بخش سر آستین پیراهن و ۲ قطعه نیز زینت بخش سرپاچه های شلوار زنان بلوچ است.
    دربرخی از مناطق بلوچستان به آن کریک، بدنک و جیک نیز گفته می شود.
    هنرمند بلوچ می کوشد تا واقعیات زندگی، محیط اطراف، مردم منطقه و باورهای قومی خویش را درآثارش منعکس و جاودانه کند، هنرمندان از موجودات و حیواناتی که هر روز با آنان سرو کار دارند و جزیی از زندگی آنان است نقش می زنند، حیواناتی چون بز که عمده ترین وسیله برای امرار معاش خانواده سوزن دوز است، شتر حیوان نجیب و صبوری که یار جدا ناشدنی مردم منطقه بوده و کاراترین وسیله نقل و انتقالات درمحیط و نعمتی خدادادی که درسفال کلپورگان ماندگار شده است. عقرب، مار و … که از نقوش رایج دربلوچستان است.
    نقوش بلوچستان، الهام گرفته ازحیوانات و گیاهانی بوده که به مرور دست خوش تغییر و تحول شده و به صورت اشکالی هندسی ماندگار شدند، که هندسی بودن نقوش نیز از ویژگی های طرح ها و نقش های قدیمی ایران و بلوچستان است.
    نقش و نگارهای سوزن دوزی، نسل به نسل بوسیله مادران به دختران آموخته می شود و درلایه های زیرین ذهن زنان بلوچستان رخنه می کند.

منبع:روزنامه ایران

جمعه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
تگ ها:

این سیستان عزیز دور افتاده، این استان مرزی، سپر بلایا و مصائب، این خطه ی ‌به ظاهر دور مانده از مظاهر تمدنی جدید که هر چند وقت یک بار ناچار به دست و پنجه نرم کردن با عوامل قهر آمیز طبیعت چون سیل و خشکسالی است، همان سرزمینی است که روزگاری یکی از مراکز مهم تمد‌نهای باستانی ایران بوده و تمدنهای برخاسته از آن چون نگینی بر تارک فرهنگی کهن بشری می‌درخشیده است و پلی استوار بوده تا ارتباط فرهنگ‌های باستانی را با هم تضمین و پایدار نماید.

جمعه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()
تگ ها: سیستان

تاریخ سیستان و جایگاه آن در تمدن و فرهنگ ایرانی
 

نقش تاریخی و فرهنگی سیستان در جهان ایرانی، نقشی بسیار قابل توجه و مطالعه است. سیستان در گذشته‌های دور مرکز تلافی و محل بالیدن فرهنگها و تمدنهای بزرگ چندی بوده است.سیستان همواره سرزمینی ایرانی بوده که فرهنگ ایرانی به تمام معنا در آن جریان داشته است. فرهنگها و تمدنهای بومی و محلی سیستان هیچ گاه منفک و مستقل و مجزا از پیکره ی اصلی فرهنگ ایرانی دیگر بخش‌های ایرانی نبوده است و چه بسا سیستان خود در تاریخ و فرهنگ ایران هر یک چندی پرچمدار و پیشتاز بوده است، چه پیش از اسلام که بخش اساسی اساطیر ایرانی و حماسه ی ملی ایران پیوسته و وابسته به سرزمین سیستان بوده است و چه پس از اسلام که فرهنگ غنی ایران دوران اسلامی نخست در سیستان زیر لوای قدرت صفاریان به یک نوع استقلال فرهنگی و سیاسی از سلطه ی خلفای بغداد دست یافت،‌نام سیستان همچنان پر آواز بوده است.
سیستان در تاریخ ایران نخست از آن نظر اهمیت دارد که مهد اساطیر قومی و تاریخی ماست. رستم،‌ ابر پهلوان اساطیر ایرانی، آن نمونه ی انسان آرمانی و کامل در حماسه ی ملی ایران، خود سیستانی است. بخش عمده ی شاهنامه ی فردوسی شرح مردانگیها، پهلوانیها و قهرمانیهای تهمتن رستم زابلی است که بر ضد نیروهای اهریمنی مبارزه می‌کند و مبشر خدا پرستی،راستی و درستی است. زادگاه رستم، سیستان جایگاه و مکان یک رشته از اساسی‌ترین و حساس‌ترین رویدادهای شاهنامه است.سیستان و یل آن در بخش عمده ی حیات فرهنگی و معنوی ایرانیان همواره حضور دائمی داشته و دارند.
فرهنگها و تمدنهای کهن پیش از تاریخی سیستان نشان دهنده ی دست یابی ساکنان این گوشه از فلات ایران در هزاران سال پیش به نوع متکاملی از زندگی شهر نشینی است،تا آنجایی که کاوشهای باستان شناسی تا کنون نشان داده است از سده های پایانی هزاره ی چهارم پیش از میلاد شهرنشینی پیشرفته‌ای در نزدیکی شهر زابل امروزی شکل گرفته است. این پایگاه تمدنی را اکنون با نام شهر سوخته می‌شناسیم. کهن‌ترین لایه ی تمدن شهر سوخته یعنی لایه 10 از دوره ی 4 مربوط به 3200 سال پیش از میلاد مسیح است.
اکنون در پرتو یافته‌های باستان شناسی می‌توانیم سابقه ی تاریخی و قدمت تمدنی سیستان را تا هزاره ی چهارم پیش از میلاد به عقب ببریم. سیر تحول و تکامل فرهنگ و تمدن در سیستان را از آن زمان تا کنون می‌توان دنبال کرد. تمدن شهر سوخته تا سده‌های پایانی هزاره ی سوم پیش از میلاد پایدار بود گویا در حوالی سالهای 2100 تا 2000 پیش از میلاد این تمدن از رونق می افتد و شهر سوخته متروک می گردد.
در میانه ی هزاره ی دوم پیش ازمیلاد و درحوالی سالهای 1500 تا 1200 پیش ازمیلاد بخشی از مهاجران آریایی ضمن عبور و گذر خود از آسیای میانه به ایران و سرزمین هند در سیستان مسکن گزیدند.
در آغاز دوران تاریخی ایران یعنی در میانه ی هزاره ی یکم پیش از میلاد، سیستان بخشی از قلمرو هخامنشی بود.از آن زمان سیستان به نام درتگیان(
Darangiyana) خوانده می‌شد و یکی از ایالت‌های دولت هخامنشی به شمار می‌آمد، بعدها نام درنگیان تبدیل به ذرنگ (Zarang) شد که در آغاز دوران اسلامی زَرَنج یا زَرَنگ (Zaragj/Zarang
) نام گرفت.
با زوال قدرت دولت هخامنشی، سیستان یک چند شاهد حضور اسکندر و سپاهیان یونانی و مقدونی اوست. بعدها یکی ازاعقاب اسکندر یعنی سلوکوس یکم وارث بخشی از قلمرو او می‌شود و دولت سلوکی را بنیان می‌نهد. در این زمان سیستان محل برخورد منافع دولت سلوکی با شاهزادگان هندی می‌شود و در اینجا نبردهایی میان سلوکیان و هندیان اتفاق می‌افتد.
اندکی بعد پارتها درخراسان قد علم می‌کنند و رفته رفته دست جانشینان سلوکوس را از ایران کوتاه می‌سازند، دراین زمان سیستان نیز مانند بقیه ی قسمتهای ایران تحت حکومت اشکانیان در می‌آید.
احتمالاً از همین زمانهاست که برای نخستین بار این خط به نام سیستان نامگذاری می‌شود. درباره ی ریشه لغوی کلمه ی سیستان نوشته اند که این کلمه در قرون نخستین اسلامی «سجستان» (
sajestan) تلفظ می‌شده که ریشه ی آن در پهلوی ساسانی «سگستان» (Sagestan) بوده است و این سَگِستان خود مشتق است از لفظ «سکستان»(Sakaestan)مرکب از دو واژه ی «سگ» (Saka) و «استان» (estana) به معنی جایگاه و ماندگاه قوم سکا.
سکاهای قومی از اقوام ایرانی زبان آسیای میانه بودند که مقارن فروپاشی دولت هخامنشی از شمال خراسان بزرگ به مناطق جنوبی مهاجرت می‌کنند و در سیستان مسکن می‌گزینند و این منطقه به همین مناسبت سکستان نام می گیرد.
در تمامی طول مدت حکومت اشکانیان – یعنی از حدود سال 247 پیش از میلاد تا سال 226 میلادی- آن چنانکه رسم کشوری داری آنان بوده است، سیستان یا سکستان یک پادشاهی خود مختار در درون مرزهای دولت اشکانی بود و شاخه‌ای از قوم پارت در اینجا حکومت می‌کردند.
با روی کار آمدن دولت پارسی ساسانیان حوالی سال 226 میلادی و ایجاد مرکزیت سیاسی و نظامی به وسیله ایشان، سیستان نیز قسمتی از دولت مرکزی شد، هر چند که از نظر تقسیمات کشوری، واحدی مستقل به شمار می‌رفت.
نقش تاریخی و فرهنگی سیستان در دوران تاریخی پیش از اسلام ایران می‌تواند مورد بررسی و تدقیق واقع شود. در این دوران سیستان، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود یعنی قرار گرفتن درمرزهای شرقی قلمرو فرهنگ ایرانی می‌توانسته محل تلاقی و برخورد فرهنگ ایرانی با فرهنگهای مجاور شرقی باشد.احتمالاً در طی این دوران در سیستان ارتباط، امتزاج و اختلاطی میان فرهنگ ایرانی و فرهنگهای چین، هند و شرق دور صورت می‌گیرد.به نظر می‌رسد که سیستان در تمامی این دوران نخستین محل تماس و تبادل فرهنگی میان ایران و شرق دور بوده است،‌و فرهنگ ایرانی در این دوران نخستین آشنایی‌های تاریخی را با عناصر فرهنگی شرق دور تجربه می‌کند. بعدها در عصر زرین فرهنگ ایرانی و پس ازبه بارنشستن فرهنگ ایران در دوره ی اسلامی آثاراین تماس و تبادل فرهنگی واضح‌تر می‌شود می‌بینیم که در ادبیات و هنر سنتی ایرانی به چه وسعت چین، و هند و شرق دور منشأ الهام و مطمح نظر هستند.
با ظهور اسلام و پس از فتح ایران به دست مسلمانان، سیستان نیز مانند دیگر قسمت‌های فلات ایران دیر یا زود دین اسلام را پذیرا شد. با ادامه ی فتوح و گسترش آن به سوی شرق و لشکرکشیهای مسلمانان به نواحی شمال غربی شبه قاره ی هند، سیستان نقش مهم و اساسی یافت و در واقع سیستان،‌جنوب خراسان یا قهستان و بلوچستان کنونی به عنوان مراکز استقرار سپاهیان مسلمانان برای دست‌یابی به شمال غربی شبه قاره ی هند مورد توجه قرار گرفتند.
گویا جمعی از تازه مسلمانان بومی سیستان نیز در لشکر اسلام وارد شده بودند و در ترویج و تبلغ این آیین نو تلاش و کوشش بسیار می‌کردند.در قرون نخستین اسلامی، سیستان- به مانند ولایت شمالی همجوار خود خراسان- نقش اساسی در تجدید حیات فرهنگی و معنوی ایرانیان داشته است. شاید به برکت دور افتادگی نسبی و بعد مسافت آن نسبت به مقر خلافت، شرق ایران این فرصت را یافت تا مرکز تجدید حیات فرهنگی ایران باشد. فرهنگ پر بار ایران دوره ی اسلامی که امروز وارث آن هستیم ماحصل تلاشها و مجاهدت‌هایی است که ایرانیان مسلمان را درادوار مختلف برای استمرار و پویایی ان جانفشانیها کردند.
سیستان در تمامی ادوار تاریخی دوره ی اسلامی ایران در ارتباط فرهنگی و تمدنی تنگاتنگ با دیگر قسمت‌های فلات ایران بود و حرکتهایی که از آن نشأت می‌گرفت در سرنوشت کل ایران و فرهنگ ایرانی اثر گذار بود؛ تاریخ سیستان در این دوره با تاریخ ایران گره خورد و همانا داستان برآمدن و بر افتادن سلسله‌هایی یکی پس از دیگری، از صفاریان تا صفویان است.
صفاریان به عنوان نخستین سلاله ی مستقل ایرانی که با تکیه بر فرهنگ اسلامی- ایرانی علیه جور و ستم عمال خلیفه قد بر افراشتند، خود سیستانی بودند و به راستی که فرهنگ ایرانی براثر نبوغ سیاسی و فرهنگی آنان جانی تازه یافت. سیستان پس از صفاریان نیز همچنان مرکز ثقل و محل بالندگی فرهنگ اصیل اسلامی ایران بود.مقارن زمانی که به اصطلاح دوره ی پارسی تاریخ پس از اسلام ایران پایان می‌یابد و دوره ی سلطه ی اقوام مهاجر نو مسلمان ترک زبان آسیای مرکزی در ایران آغاز می‌گردد، سیستان زیر لوای هسته ی سیاسی و فرهنگی ملوک نیم روز- جانشینان صفاریان- به راه مستقل خویش ادامه می‌دهد. هجوم و سرازیر شدن پی در پی اقوام بیابانگرد غیر ایرانی آسیای مرکزی به فلات ایران به ساختارهای فرهنگی اقصی نقاط ایران لطماتی سخت وارد ساخت، ولی سیستان همانا به برکت دور افتادگی نسبی و پایمردی در حفظ و حراست از سنن دیرین، خود از این جریان جدا و برکنار ماند و کمتر لطمه ی فرهنگی دید. یورش مغول نیز به مانند تند بادی ازسرسیستان گذشت و کمترین تأثیر فرهنگی باقی نگذاشت و تنها سالیان سال بعد بود که امیر تیمور گورکان سمرقندی یک چندی در اینجا کروفری کرد، ویرانیهایی به بار آورد ولی معنا کاری از پیش نبرد.
با روی کار آمدن صفویان، تشکیل دولت و وحدت ملی ایران تحت لوای این سلسله، سیستان نیز قسمتی از حکومت سراسری ایران صفوی شد، در طول مدت حکومت صفویان، ‌سیستان زیر فرمانروایی حاکمان محلی خود که از اعقاب ملوک نیم‌روز محسوب می‌شدند به نوعی همچنان استقلال و خود مختاری سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کرد. پس از فرو افتادن حکومت صفویان به دست افغانان و وقایع بعد از آن با ضعف دولت مرکزی ایران سیستان یک چند استقلال یافت. با ظهورنادر مدتی دولت مرکزی ایران اقتداری یافت ولی با کشته شدن او و فراهم آمدن مقدمات جدایی افغانستان از ایران، سیستان میان دولتهای ایران و افغانستان محمل نزاع و کشمکش شد. بعدها با استقلال کامل افغانستان سیستان بین دو واحد سیاسی کنونی یعنی ایران و افغانستان تقسیم شد، ولی فرهنگ اسلامی- ایرانی همچنان در این سرزمین به حیات خود ادامه داد و رسالت تاریخی خود را به صورت یک شبه جزیره ی فرهنگی محصور در میان کشورهای افغانستان و پاکستان به نحو احسن انجام داد و پرچم دار فرهنگ شیعی و ایرانی در منطقه گردید.

جمعه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ توسط مهشید مصلی نژاد نظرات ()